بازیچه

من داغ کرده بودم دیوانه شده بود اخر هرچند هیچ انتظاری ازش ندارم اما تحمل این بی تفاوتی برایم خیلی تلخ بود کاش حرفی می زد می گفت روز قبل اراده اش ضعیف شده نمی دانم ... فقط یک توضیح کوچک می توانست آرامم کند

اخر می دانست چقدر دوستش دارم.......نه حق داشت روز قبل آن قدر نزدیکم شود نه مثل دیروز پشت کند ....... اشک در چشمانم حلقه زده بود ... خود را مانند عروسکی می دیدم که کنارش گذاشته اند .. پلک نمی زدم که اشکانم سرازیر نشود..

چند بار گریه ام گرفت پشتش بود او نمی دید.....

گناه من چه بود .. دلم الان هم آتش می گیرد و اشکم سرازیر می شود ..اخر چرا با من اینگونه رفتار می کند .چرا؟

 

/ 2 نظر / 8 بازدید
شیرین مهربان

نمی دونم چی بگم فقط می گم متا سفم چون من تا به حال عاشق کسی نشدم و همیشه دیگران منو دوست داشتن خیلی از متن هام از نامه های اون هاس که دارم الان بعد کلی می خونم چیز های که نخوندم که مبادا منو سست کنه اون وقت تو به راحتی عاشق شدی خوب هرکس یه جوریه یکی خیلی سفت یکی مثل تو امیدوارم موفق بشی[سوال]

علی تنهاترین

همیشه یادت باشه هر کسی ارزش دوست داشتن رو نداره تن لختت رو بده به کسی که روح لختش رو به پات بریزه من 8 سال از عمرم رو به پایای عزیزترین دختر زندگیم گذاشتم اما اخرش چی شد اخرش بهم خیانت کرد اره ریما زندگی ما ادما اینجوریه همیشه دنبال یکی هستیم که بهتره زندگی می گن برای زنده هاست