دوست

از در دوست چه گویم به چه عنوان رفتم         همه شوق آمده بودم همه حرمان رفتم

..........

رفتم امّا دل  من  مانده بر  دوست  هنوز         می برم جسمی وجان در گرو اواست هنوز

..........

منبع

سایت لطایف و ظرایف ادبی

www.hdabir.com

/ 6 نظر / 8 بازدید
مریم

وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم. وقتی که دیگر رفت من به انتظار آمدنش نشستم. وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد . من او را دوست داشتم. وقتی او تمام کرد من شروع کردم . وقتی او تمام شد من آغاز شدم. و چه سخت است تنها متولد شدن مثل تنها زندگی کردن است مثل تنها مردن. زنده باد یاد و تفکرات معلم شهید " دکتر علی شریعتی"[گل]

ابوذر اکبری

توی شهر دنیا یه خونه اسیره یه زندانِ شرقی دلا توش می میره توی شهر دنیا یه کابوسِ شومه یه بغضِ دمادم که شـادی حرومه دیگه با مـاها نیست سر چی بباریم یا با قلبی زخمی یه عشقی بکاریم دیگه مهربون نیست همه دستِ مردُم بهارُ نمی خوان همه خوبیا گم جوونی که خسته امیـدی شکسته خـدا لُعبتی شد همه دستا بسته ولی مـا هنوزم می تونیم بخونیم هنوز نائی مونده که تا صبح بمونیم هنوزم تو شبها گُلِ یاسی داریم مـا با صد تا غُصه رو در بایستی داریم نمیگیم تمومه نمیگیم نمی خوام همه دنیا با ماست همه شوقِ فردام توی شهر دنیا یه خونه اسیره اگه مـا بلند شیم یه روز دیوه میره توی شهر دنیا یه کابوسِ شومه پریدن از این خواب نگو آرزومه دیگه با مـاها نیست بعدِ مـا نمی خوان دارَن یاد می گیرن میتونن و میان میان تا تموم شه همه فصلِ ماتم که شومی سر او

علی تنهاترین

ای که بی تو خودمو تک و تنها می بینم هر جا که پا میذارم تورو اونجا می بینم [گل] راتو بورو مسافر برگشتنت عذابه

علی تنهاترین

سلام ریما چند روزی ازت خبری نیست کجایییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی [عینک] دلمون واست تنگ شده [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

علی تنهاترین

ای دوست مزن زخم زبان جای نصیحت بگذار ببارد بر سرم سنگ مصیبت ای دوست